ما چند ماه دوست بودیم و با عشق ازدواج کردیم الآنم یک ماهه عقد کردیم
حس میکنم چند وقته خیلی بحث پیش میاد و اعصابش ب هم ریخته اصلا خیلی بد شده بخدا حسرت دوران دوستیمونو میخورم😔انقد ک خوب بودیم
شوهرم کلا آدم غدی هست و پیش دیگران اصلا بهم محبت نمیکنه نمیدونم چی فکر میکنه ولی در کل اخلاقش اینجوریه منم دوس ندارم و همیشه بهش میگم تو جمع بهم احترام بذار و محبت کن..
اون روز با مامانم رفتیم خونشون عروس خاله و عمش هم اونجا بودن شوهرم ب جا اینکه بیاد کنار من بشینه رفت نشست کنار عروس خالش(با فاصله) بعد ک این کارو کرد من خیلی بد نگاهش کردم خود عروس خالش گفت برو بشین پیش نگار گفت نه خوبه اونجا جا نیس بعد من کشیدم کنار گفتم بیا بازم نیومد
ب نظرتون خیلی کارش بد بود؟من خیلی زیاد ناراحت شدم الآنم قهریم من گفتم دیگه نمیام خونتون اونم بهم گفت هرکاری عشقته بکن و خدافظ و دیگه جواب نداد اصلا سراغمو نگرفته از دیروز