از بس سیاست ندارم و حرف زدن بلد نیستم و قابل پیش بینی ام هیچ جذابیتی برای اطرافیانم ندارم
دوست دارم مرموز باشم
غیر قابل پیش بینی باشم
سیاست داشته باشم
اما واقعیتش هیچ کدوم از اینارو ندارم
اصلا بلد نیستم به خودم برسم
بلد نیستم بچه هام و کنترل کنم
مهارشون کنم به خاطر همین نمیتونم جایی برم
یا کسی خونه ام بیاد هم همین
بچه هام مدام آبرو ریزی میکنن با بچه مهمون درگیر میشن خراب کاری میکنن بی ادبی میکنن کلا هرچی عقده دارن جلو مهمونی خالی میکنن
اصلا زن جذابی نیستم
خیلی منفعلم
نه عرضه خونه داری دارم نه عرضه شوهر داری نه عرضه کار نه عرضه بچه داری
با اینکه خیلی تلاش میکنم گاهی اما زود خسته میشم
یعنی اوایل ازدواج عالی بودم تا چند سال
اما با اومدن بچه ها حسادت اطرافیان
رفتارهای همسرم
تنهایی
به شدت افسرده و منفعل شدم
عین پیرزنام