من ضربه مغزی که شدم خون ریزی داخلی بود
دکترا یک هفته نفهمیدن
دیگه داشتم میرفتم تو کما
سال ۸۲
مامانم بالاسرم داشت تو بیمارستان ناد علی میخوند من صوتشو دوست داشتم هی میگفتم مامان بخون بازم
آروم میشدم عجیب غریب
دور سوم بود بنظرم
پرستار اومد گفت بلاخره موبایل دکترپیروزبخت پیدا کردم
دکتر از مسیر خونشون دور زده بود اومده بود بیمارستان
اگه نمیومد ب صبح نمیرسیدم
شب تولدم رفتم عمل
روز تولدم اومدم بیرون:)