با همه بداخلاقیاش موندم که درست شه هر محبتی بهش کردم هر طور بگید عاشقی کردم باهاش هرچی نیاز داشت انجام دادم به امید روزی که بفهمه اما امشب دیگه آب پاکیو ریخت رو دستم دیگه از ته دلم احساس میکنم نمیتونم باهاش بسازم اولین باره به طور جدی دارم به طلاق فک میکنم
پرستاری از دیار عاشقان پرستاری شغل من نیست عشق من است.
بنظر شما هم خوبی بیش از حد کردن به شوهر درحالی که لایق نیست دلیلش کمبود اعتماد بنفسه؟
یه بنده خدایی میگفت دیدی قلب بعضیا از جنس سنگ میمونه ؟ گفتم یعنی خیلی بیرحمن؟ گفت نه یعنی وقتی یکی و دوست داشته باشن اسم اون شخص تا ابد تو قلبشون حک میشه و هیچ وقت پاک نمیشه ...
یه سوال از همه بپرسم؟بنظر شما هم خوبی بیش از حد کردن به شوهر درحالی که لایق نیست دلیلش کمبود اعتماد ...
حماقته محضه
مُحاق : حالت ماه در سه شب اخر ماه/ملایم باش پیامبری باش ک رسالتش نشر عشق است غم و سختی اگرچه واقعیت دارد حقیقت ذات تو نیست.مگذار ملایمت قلبت،زخمخورده و زمخت شود🕊️🤍✨
منم پدر و مادرم تا حالا نزاشتن اما دیگه نمیتونم میخوام پنهونی اقدام کنم
پدرومادرم از بس نقش بازی کردم فکر میکنن خوشبختم و میدونم طاقت حرف مردمو ندارن وگرنه خودم میتونم بعد طلاق از پس خودم بربیام.بارها ارزو کردم گاش یتیم بودم و میتونستم بدون نگرانی از خونواده م جدت بشم از این نامرد
میدونی اینقد بهش محبت کردم اینقد احترام گذاشتم اینقد بزرگش کردم که شاید ی ذره یاد بگیره که شاید ی ذره بهم حس داشته باشه اما کسی که هر دفعه بگه من اینم میخوای بخواه نمیخوای خدافظ کسی که تو زندگیش جایگاهی ندارم کسی که همیشه خانوادشو ترجیح داده همیشه دلمو شکسته دیگه تحمل ندارم
پرستاری از دیار عاشقان پرستاری شغل من نیست عشق من است.
پدرومادرم از بس نقش بازی کردم فکر میکنن خوشبختم و میدونم طاقت حرف مردمو ندارن وگرنه خودم میتونم بعد ...
ی بار پدرم گفت طلاق بگیری من سکته میکنم میمیرم از اون روز گفتم باهاش میسازم هرطور شده هیچ توقعی ازش نداشتم فقط از ته دلم باخاش صاف و صادق بودم بهش احترام گذاشتم محبت کردم اما خب نفهمید دیگه نمیتونم کاش امشب میکردم راحت میشدم
پرستاری از دیار عاشقان پرستاری شغل من نیست عشق من است.