نه فک کنم اون زمینی که ایرج میخواست بفروشه نصفش مال بابای هنگامه بود که خیلی ام ارزش داشت، میخواد اونو از چنگشون در بیاره فک کنم، من اینجوری برداشت کردم
آخه اگه برای رسیدن به هنگامه بود چرا اونجا که هنگامه بهش لبخند زد و درو بست بعدش قیافه ی پاشا یهو وحشتناک شد؟!
حالا دلیلشو نمیدونم ولی فک نکنم عاشقش باشه واقعی