خیلی روی همسرم حساسم خیلی دوست داریم همو .هشت ماه دوست بودیم بعد از هشت ماه عقد کردیم .یک سال و سه ماه هم عقد کرده بودیم البته چه عقد کرده ای با عروسی هیچ فرقی نداشت خونه مامانم ی طبقه جدا بهمون داده بودن هر روز و هرشب پیش هم بودیم همسرم خونشون نمیرفت هفته ای ی بار میرفتیم خونشون شام و میخابیدیم میومدیم.الان هم ۴۵ روزه اومدیم خونه خودمون .سر ی چیزایی خیلی حساسم و خودم رو اذیت میکنم شاید بهم بخندید ولی واقعا اذیت میشم .مثلاً من دیشب با همسرم جروبحثم شد ولی خداروشکر همسرم کینه ای نیست صبح بلند شد خودش باهام آشتی کرد و الحمدالله دوباره مثل قبل شد ولی من حساسم و وسواس فکری دارم حس میکنم همسرم ظاهراً بهم محبت میکنه و الکی میگه دوست دارم در حالی که میدونم راست میگه ولی من حساسم و همش گیرای الکی میرم مثلاً زنگ بزنه بهم وقتی سر کاره بگه سلام عزیزم موقع خداحافظی نگه قربونت خداحافظ فقط خداحافظ خالی بگم ذهنم درگیر میشه نکنه مثل قبل دوسم ندارع چرا نگفت قربونت خداحافظ 🤦 خودمم خندم میگیره ولی واقعا اذیت میشم
ببخشید طولانی شد
ممنون میشم راهنماییم کنید 🙏💖
شما هم اینطوری بودید ؟