2789
عنوان

زندایی بدجنس

202 بازدید | 1 پست

بچه ها این زندایی میره خونه مادرشوهر من که دو بهم زنی کنه میره خونه مادرشوهر دختر داییام بدشون میگه میره ببینه رابطشون بت مادرشوهراشون و خانواده شوهر چجوره موقع ای که دختر داییم یا پسر داییم میخواستن نامزد کنن دو بهم زنی می‌کرد خیلی حسادت داره نسبت بهشون 

از مادرشوهرم به دلایلی نفرت داره ولی وقتای که قراره دختراش بیان باهاش خوب رفتار میکنه که مادرشوهر تعریفش کنه و اونم ازش تعریف میکنه خونواده خودش برن خیلی احترام میزاره ولی یبار خالم و مامان‌بزرگ نشسته بودن بلا نسبت محل سگ بهشون نزاشت شوهرم بود ولی شوهره هم جرات نکرد یه تعارف بزنه ولی دو دقه بعد رفتن اونا داداش و زندادشش اومدن همشون دست به سینه رفتن جلوشون حتی شوهره مثه مرگ ازش می‌ترسه 

در رابطه با بدجنسیش وحسودیش حرفی ندارم ولی در مورد عزت واحترام به خانواده خودش وفرقش با شما مقصر شما هستید بهش زیاد اعتبار دادید همین الان خودش رو زندایی میگی  بعد داییت رو  شوهرش خطاب میکنی

اونم به خودش گرفته 

وقتی میبینید خوب رفتار نمیکنه نرید خونش اونم نمیاد خبر ها بهش نمیرسه کمتر دوبه هم زنی میکنه خلاص

عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدایک روز صبح زود، پریدی، چه بی صداراحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخوابما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب.............. خدا همه رفتگان خاک رو بیامرزه روحشون شاد  ممنون میشم برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید.
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792