چرا مامانم تو زندگیم این همه دخالت میکنه میگه خونه مادر شوهرت کم برو با اونا مسافرت نرو با شوهرت زیاد خوب نباش بچهدار نشو
حتی نمیشه آرزو میکنه ک بچه دار نشم
تازه من آلان ب خاطر امتحاناتم آمدم خونشون ی ماهه چون دانشگاهم اینطرفه انقد اذیت کرده ک ازش متنفر شدم خیلی اخلاق کندی داره باعث شد انقد گریه کنم نتونم درس بخونم همش فکرم درگیره حرفاشه
بابام برام روز دختر منو برد کتابفروشی چند تا رمان برام خرید چون کتاب دوس دارم
پشت سرم ب بابام گفته بود چرا براش وسایل میخری مگه خودش شوهر ندارع حداقل پولشو بر میداشتی
واقعا دلمو شکونده 💔🥺😔انقد حرفا بهم گفته ک ازش متنفرم دیگه بهش اعتماد ندارم