خانوما واقعا تو شوکم انتظار هر عکس العملی داشتم جز این ، نمیخواستم بگم ولی دو هفتس با خانواده درگیر بودم سر اینکه چرا قبول نمیکنم پسره هم آشنا بود بابام ول نمیکرد کارم شده بود گریه و بی حوصلگی عشقمم همش میگفت چته میگفتم برا هورموناس دیگه امشب از زیر زبونم کشید خیلی عادی سربسته همچی رو گفتم با ناراحتی و کوتاه میگفت خب بقیش همش میپرسید خب با کجا رسیدید تهش چیشد منم گفتم هیچی چی بشه قرار نیست اتفاقی بیفته نمیتونن که مجبورم کنن دیدم با بغض گفت نه نمیتونن گفتم بخیر گذشت دیگه گفت سری بعدی چی گفتم از همین میترسم دیدم گفت تا آخر سال همه تلاشمو میکنم تکلیف مشخص کنم یا این وری اون وری بهم وقت بده ( چون الان شرایط نداره و ۹ ماهه تو رابطه ایم ، من ۲۱ سالمه اون ۲۷ ) منم گفتم باشه عشقم چرا تا آخر سال دیدم جواب نمیده واااای دوباره پرسیدم دیدم صداش در نمیاد صداش کردم اسمشو گفتم چیزی نگفت یهو دیدم صدا فین فین گریه بلند شد و گوشی رو روم قطع کرد نمیخواست بفهمم داره گریه میکنه 😭😭😭😭😭😭 چند دقیقه بعد پیام داد نمیتونم صحبت کنم بعدا حرف بزنیم ... انقدر حالم بد شد 🥲🥲🥲 اصلا انتظار نداشتم برام گریه کنه 😭😭😭 بعدش پیام دادم گفتم وای غلط کردم تورو خدا بگو حالت خوبه میگفت خوبم من باور نمیکردم باز زنگ زدم بعد چندتا بوق جواب داد دیدم صداش گرفتس انگار دنیا رو سرم خراب شد حس کردم خیلی تحت فشاره 😭😭😭 دیگه زدیم فاز شوخی خنده همش میگفتم کاش نمیگفتم گفت نه خوب کردی گفتی اینجور به خودم میام بیشتر تلاش میکنم 🥲🥲🥲🥲