2777
2789
عنوان

جشن تولد بچه

94 بازدید | 9 پست

بعد اینکه بچه به دنیا بیاد، جشن میگیرین؟

ما رسم نداریم ولی خونواده همسرم رسم دارن.

من علاقه ای به جشن گرفتن ندارم،  دوست ندارم یه عده از فامیلای همسرم که سال تا سال نمیبینمشون و باهاشون رفت و آمد ندارم، بیان خونه من ....  و بچه رو دست بزنن یا بغل کنن یا ببوسن.

خانواده همسر من خیلی بزرگ و گسترده هستن، من تا حالا خونه اکثر دایی ها و خاله ها و عمه هاش و ... نرفتم، 

متأسفانه یه مادرشوهر فضول دارم که خیلی رفت و آمد فامیلی براش مهمه و خونه اش ساختمون ما هست و همیشه مهمون داره و از الان داره نقشه جشن بچه منو میکشه، همسرمم خیلی به حرف مادرشه.  من میتونم پافشاری کنم نگیره اما ممکنه بینمون دلخوری پیش بیاد.

از طرفی هم میگم اگه نگیرم تمام این فامیلشون ممکنه تک تک بیان دیدن بچه و هرروز مهمون داشته باشم.

آرامش خودم و بچه ام از همه چیز مهم تره...



ن والا ما ازین قرای بازیا نداریم😂

چقدتنهاشدیم‌که‌دردامونوتودیوارمجازی‌مینویسیم:)🌕    دل‌ِمن تنگه‌برای‌همه‌روزایی‌که‌رفتن:)). زندگی رو اونقدری جدی نگیر که خندیدن یادت بره🙂❤️🌟   ازادی‌کلمه‌زیباییه‌که‌حتی‌حاضرنیست‌حروفش به‌هم‌وصل‌بشه.            من جایی باختم که فک میکردم دارم به آرزوهام میرسم   یه روزه خوب میاد:)دیر میفهمی‌ زندگی‌ نکردی‌ و شیش‌ دنگ‌ حواست‌ به‌ چی‌ میشه‌ها بوده❤️‍🩹 کاربری‌دست²نفره(دوتادوستِ‌همسن)  

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اینجوری بهتره همه کادو میدن و داستانش جمع میشه چیه هرروز مهمون بیاذ

ضمنا اگه وسعت میرسه یه تالار کوچولو بگیر

گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است گاهي نگفته قرعه به نامت ميشود

من برا دخترم دعوت کردم رستوران .همونجا میوه و شیرینی و شام دادیم تموم شد رفت

و بالاخره در ۱۱ آبان ۱۴۰۰ من مادر شدم.بعد از ۱۳ سال انتظار...دختر زیبای من از قلبم متولد شد ...خدایا شکرت
من برا دخترم دعوت کردم رستوران .همونجا میوه و شیرینی و شام دادیم تموم شد رفت

اگه بخوایم رستوران یا تالار بگیریم که باید بالای صد میلیون خرج کنیم چون فامیلش خیلی گسترده هستن.


اگه بخوایم رستوران یا تالار بگیریم که باید بالای صد میلیون خرج کنیم چون فامیلش خیلی گسترده هستن.

اخه تو خونه هم خیلی سخته.دیگه چاره ای نیست

و بالاخره در ۱۱ آبان ۱۴۰۰ من مادر شدم.بعد از ۱۳ سال انتظار...دختر زیبای من از قلبم متولد شد ...خدایا شکرت
اینجوری بهتره همه کادو میدن و داستانش جمع میشه چیه هرروز مهمون بیاذضمنا اگه وسعت میرسه یه تالار کوچو ...

اون کادو به خرجش نمی ارزه


چون اکثرا لباسای بیخود برای بچه میارن

اخه تو خونه هم خیلی سخته.دیگه چاره ای نیست

تو خونه برام خیلی سخته، چجوری با وجود نوزاد میزبان کسایی باشم که تاحالا حتی یه بار منو خونشون دعوت نکردن،  حتی پاگشا نکردن.


تو خونه برام خیلی سخته، چجوری با وجود نوزاد میزبان کسایی باشم که تاحالا حتی یه بار منو خونشون دعوت ن ...

میدونه من چیکار کردم صبر کردم ببینم کی میاد دیدن بچم.حدود یک ماه بعد فقط کسانی رو دعوت کردم که اومده بودن دیدن بچم.دیگه تعداد کم و راحت بود

و بالاخره در ۱۱ آبان ۱۴۰۰ من مادر شدم.بعد از ۱۳ سال انتظار...دختر زیبای من از قلبم متولد شد ...خدایا شکرت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز