الان مادر شوهرم به شوهرم زنگ زده که فردا کل خونواده شوهرم مادر پدرش خواهراش داداشش با زن و بچه هاشون دایی و خاله و عمو و عمه شوهرم شام میان اومدنشونم چی از ساعت پنج عصر تا سه و چهار صبح میشینن منم خب دو روزه زایمان کردم خونمون تهرانه مادرمینا همه کرجن حتی خوانواده شوهرم کرجن ما برا کار شوهرم اومدیم تهران مامانم خسته میشه روم نمیشه به خواهرم بگم بیاد کمک این دو روز همش اینجا بودن همه کاری کردن فردا چی درست کنم چطوری خونه رو تمیز کنم تازه باید خودم کیک و ژله و میوه تزئین شده و دسر برا شام درست کنم چون کلا خیلی به اینجور چیزا اهمیت میدن مادرشوهرمم تاکید کرد چند بار همه اینا رو درست کنم آبروش پیشه خواهر و داداشاش نره حدودا فردا۳۵نفر میان چطور اونقدر غذا درست کنم اصلا رو گاز جا نمیشه چی درست کنمممم وایییی🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️دخترمم دو روزشه زیاد گریه و بی قراری داری چطور هم مراقب اون باشم هم کارای مهمونی رو بکنم🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
به مادر شوهرت بگو یا از قبل همانگ کنه با تو یا وقتی مهمون سر خود دعوت میکنه توقعش رو بیاره پایین یا خودش تشریف بیاره کمک کنه
کسی قدر دل پاک مونه هرگز نمی دونه مو "موسی" هم ِبشُم "آسیه" از "آبُم" نمی گیره.نِفهمید و نمیفهمن مُنو درد مونه اینجا مو خط دکترُم خالو کسی قابُم نمی گیره 🍀
وااا چ معنی میده که تو با این اوضاع بری پذیرایی کنی، من بودم کوفتم نمیدادم، زنی که تازه دو روزه زایمان کرده باید استراحد کنه ن اینکه بشینه برا مهمونا ژله و کیک امادا کنه