خیلی تنها شدم مخصوصا الان که دیگه دانشگاهم تموم شده هر کلاسی هممیرم از شانس من همه با یه عالمه اکیپ میان تمام دوستای خودمم یا ازدواج کردن یا تو اصفهان نیستن البته من خودمم زیاد اهل دوست بازی نبودم و تنها یه دوست فابریک داشتم که همیشه باهم بودیم دیگه نیاز به کسی دیگه ای نبود ولی الان اون ازدواج کرده من تنها شدم تا یه حد زیادی 😢
باید بیام خواستگاریت .. اینجوری نمیشه .. این حجم از تفاهم واقعا عجیبه
خودت نمیای من که خیلی وقته میگم😆
کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...
منم خیلی دوست دارم چندتا رفیق پایه پیدا کنم انقد احساس تنهایی میکنم که نگو ولی نمیدونم چرا نمی تونم کلاس هم که میرم تمی تونم دوست پیدا کنم همشون باهمن من تنها
تو همان هوای دل انگیز صبحی که به خاطرش پنجره را باز گذاشته ام😚
کار ندارم خونه ندارم اسو پاسم بگیرمت تو هم میمونی تو امپاس .. دوست دارم ک میذارم با ارژنگ زندگانی بگ ...
ارژنگم قد خودت آس و پاسه.عادت دارم😂
کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...
من سه تا دوس دارم از دانشگاه ولی هیچکدومشون اصفهان نیستن. یه چند تا دوس مجازی هم دارم ولی نمیدونم یکیشون هست خیلی رو من حسادت میکنه😧 دیگه کمتر باهاشون میحرفم .دوس هم شانس میخاد😕
خدایااا کاش دو دقیقه رگ گردنو ول کنی بیایی جلوم بشینی ببینی چمه....
کارشان تفکیک است : زن را از مرد، عقل را از بدن، انسانیت را از جامعه...//////////////////////// آلبر کامو / یادداشت ها: با مرگش شادی وصف ناپذیری شروع میشد اما عذاب همین است:«آنها بموقع نمی میرند.». //// پایان زندگی او، یک روز پربرکت است...