2777
2789

دوستان موضوع از این قراره که من و شوهرم هروقت خونه ی بعضیا میریم و میایم متحول میشیم ینی متحولااااا به این شکل که عاشقانه میریم ولی وقتی برگشتیم حالا تو راه یا تو خونه که رسیدیم محال ممکن بحث نکنیم حالا کشش بدیم میشه جنجال  و جنگ کشش ندیم تو سکوت قهر میکنیم هرکی یه بالشت پتو برمی‌داره میره لالا .یکیش زن پسر عموی شوهرم هستش و جدیدا هم خونه برادر شوهرم و جاری که به تازگی ازدواج کردن ینی بحث تلقین نیستا خداشاهده اصلا فراموش میکنم و به خودم تلقین نمیکنم ولی وقتی برگشتیم همون آش و همون کاسه .مشکلم این نیست که فقط بریم خونشون هرجا که اونا باشن همین بساطه نمونش همین جمعه ی پیش شام همه دعوت بودیم خونه مادرشوهرم آقا ما شام و جاتون خالی خوردیم اوایل رفتارای شوهرم تو جمع خیلی محبت آمیز بود با من که بهش تذکر دادم جان تو خودت و جم و جور کن الان دیگه معمولی ام هستیم ینی من حای سعی میکنم پیشش هم نشینم ولی باز این جاری چشم از ما برنمیداره تمام رفتارامون و زیر نظر داره خسته شدم بخدا مردم تا رابطه رو با پسر عموی شوهرم کم کردم حالا ایندفه جاری پاشده اومده بیخ گوشم حالا به نظرتون توهمه یا حقیقت داره 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

سلام خوب مشخصه تو چشم هستید

خودت را که به خدا سپردی نگران هیچ طوفانی نباش🌺کشتی نوح را یک غیر حرفه ای ساخت و کشتی تایتانیک را یک حرفه ای🤲🤲🙆‍♀️🙇‍♀️ گ.از ده تیر رژیمم وزن اولیه ۸۴ وزن هدف هرچی خدا خواست الان ۷۴ ام

بابا بخدا کاری به روزم آوردن با اینکه خیره سرم پزشک مملکت هستم رفتم حرز برا خودم و شوهرم درست کردم و آیت الکرسی نقل زبونم شده ولی خیلی تو نخ زندگیم هستن کاش میشد از اینجا بریم 

بنظر من واقعیه .من هر بار مادرشوهرم میرفت شهرشون و من مثلا میرفتم به پدرشوهرم سر بزنم یه دعوایی میشد .یعنی هر دفعهههه .یعنی جتی حواسم بود که چیزی پیش نیاد هی دعوا میشد . 

یا هر بار که برای خودم پول جمع مییکردم موقع خرج کردن دندون درد میگرفتم و دو دستی پول نازنینمو میدادم دندونپزشک .یعنی سیصد باااار . همه هم شاهدن دیگه واقعا دیدن . حتی کلی گریه کردم که باز من پول جمع کردم واس خودم چیز بخرم باید برم دندونپزشکی .یا بچه که بودم هر بار نمرم کم میسد و کتک میخوردم میدونستم اون روز عموی بابام میاد خونمون و میومد

سلام خوب مشخصه تو چشم هستید

خیلییی.ببین کافیه شوهرم برام مثلا برنج بکشه یا میوه برام جدا کنه از تو ظرف یا خدااا اون روز و نیاره میوه پوست بگیره مثلا تازه عروسه خوب فوکوس و تمرکزت رو اگر بیشتر بذاری رو زندگی خودت تا من قطعا خودت رابطه ی عاشقانه تری خواهی داشت حالا بخدا برادر شوهرمم چه هااااا که نکرده و نمیکنه براش ایشون خانه داره ولی دست به سیاه و سفید نمیزنه بعد خداشاهده من بعد از آنکالی تازه باید بیام غذا بپزم و به کارا برسم از باطن زندگی ما که خبر نداره

بنظر من واقعیه .من هر بار مادرشوهرم میرفت شهرشون و من مثلا میرفتم به پدرشوهرم سر بزنم یه دعوایی میشد ...

واااااای چه بد اینها انرژی های منفی که به واسطه ی این اشخاص احاطمون میکنه

خیلییی.ببین کافیه شوهرم برام مثلا برنج بکشه یا میوه برام جدا کنه از تو ظرف یا خدااا اون روز و نیاره ...

شما الان تو چشمشون پررنگی.قبل رفتن ایت الکرسی بخونید و چهار قل اونجا هم سعی کنید خیلی تو چشم نباشید.خیلی زوم نکن  و این مسئله حساسیت بدترش میکنه.اومدید بیرون با هم خوش باشید

خودت را که به خدا سپردی نگران هیچ طوفانی نباش🌺کشتی نوح را یک غیر حرفه ای ساخت و کشتی تایتانیک را یک حرفه ای🤲🤲🙆‍♀️🙇‍♀️ گ.از ده تیر رژیمم وزن اولیه ۸۴ وزن هدف هرچی خدا خواست الان ۷۴ ام

[QUOTE=343099569]شما الان تو چشمشون پررنگی.قبل رفتن ایت الکرسی بخونید و چهار قل اونجا هم سعی کنید خیلی تو چشم نباشید. 

آخه اون تازه عروسه کلی ام که به خودش میرسه من چرا باید تو چشم باشم .اصلا جمعه شب همه زوم بودن سر مادوتا حالا اون دوتا عروس و دوماد مث دو تا مرغ عشق سرشون همش رو شون هم ولی نگاه میکردم میدیم جاریم زیر چشمی داره مارو میپاد من نه خاله زنک هستم نه اهل این حاشیه بازیای جاری و خانواده شوهر ولی این موضوع بدجور داره اذیتم میکنه جالب اینجاست که هربار میخوایم برگردیم مادر شوهرم بم میگه مادر رفتی خونه صدقه بده این بار میخوام ازش بپرسم چرا چیزی میدونه که نمیگه 

شما الان تو چشمشون پررنگی.قبل رفتن ایت الکرسی بخونید و چهار قل اونجا هم سعی کنید خیلی تو چشم نباشید. ...

بعدم وقتی برمیگردیم کلی سعی میکنم با آرامش برخورد کنم که سوژه ندم دست شوهرم ولی سوژه خودش پیش میاد 

ببین شما چون قدیمی تری فیلم تازه عروسا رو نداری محبتتون واقعی تره.پس حسرتشو میخوره .مادر شوهرتونم میدونه برا همین میگه صدقه.کلا تو چشم باشی هرکاری کنی دعوا و بحث میشه قبل رفتن دعای حفاظ بخون به خودتو و همسرت

خودت را که به خدا سپردی نگران هیچ طوفانی نباش🌺کشتی نوح را یک غیر حرفه ای ساخت و کشتی تایتانیک را یک حرفه ای🤲🤲🙆‍♀️🙇‍♀️ گ.از ده تیر رژیمم وزن اولیه ۸۴ وزن هدف هرچی خدا خواست الان ۷۴ ام
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز