دیروز از ساعت ۶ صبح تا ۶ عصر سرکار بود عقدیم
میره خونشون لباساش عوض میکنه سریع میاد پیش من
بعد ۶۰ میلیون طلا داده دست من خونه مامانم زندگی میکنم اونجان
بعد داشت مینوشت رو برگه که چی داره
من نارحت شدم و دعوا کردم اعتماد نداری
گفت نه همین جوری نوشتم ببینم چقدر داشتم
اگه اعتماد نداشتم از مامانم نمیگرفتم بیام بدم دست تو
حق با کیه