2777
2789
عنوان

اگه شما باشید کدومو انتخاب میکنید

72 بازدید | 11 پست

دو تا پیشنهاد دارم برای آشنایی .

اولی شغلش منشیه .بهش تمایل دارم .

دومی کارمند بیمارستانه ولی دلم پیشش نیست 

حالا نظرتون چیه؟

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

کارمند بیمارستان کارش چیه؟؟نظافت؟

منشی بهتره

ولی اگه پات باز میشد بیمارستان با آدمای کله گنده ای آشنا میشدی برات خوب بود

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

نه .تو بخش بانک خون کارمنده

خوبه ک چرا نمیری

شاید اونجا حتی کارای بهتر بهت پیشنهاد شه

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

کارمند بیمارستان کارش چیه؟؟نظافت؟ منشی بهتره ولی اگه پات باز میشد بیمارستان با آدمای کله گنده ای آ ...

بابا .سوالمو متوجه نشدید .

میگم دو تا آقا بهم پیشنهاد دادن

بابا .سوالمو متوجه نشدید . میگم دو تا آقا بهم پیشنهاد دادن

آها ببخشید

من فکر کردم پیشنهاد کاری بهت شده

خودم اینقدر دنبال کارم،ذهنم درگیره ببخشید

بازم بخوای حساب کنی دومی بهتره

ولی وقتی دلت گیره دیگه منطق بی فایده اس

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

آها ببخشید من فکر کردم پیشنهاد کاری بهت شده خودم اینقدر دنبال کارم،ذهنم درگیره ببخشید بازم بخوای ...

میدونید چطوریم .

همش به اون فکر میکنم نمی‌دونم چرا به اون تمایل دارم

میدونید چطوریم . همش به اون فکر میکنم نمی‌دونم چرا به اون تمایل دارم

ان شالله بهترینا برات اتفاق بیوفته

ولی عاقلانه تصمیم بگیر،بی دلیل دوست داشتن ک نمیشه

حداقل باهاشون معاشرت کن شاید نظرت عوض شه

من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه):                                                         برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمده‌ام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی.                                               ‏یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز می‌کنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم):    حکایت مواجهه من با آدم‌هاییه که یهو ازشون عجیب‌ترین بی‌مهری‌ها رو میبینم...

2790
2778
2791
2779
2792