2777
2789
عنوان

با نشخوار فکری چیکار کنم

156 بازدید | 11 پست

دو سال مونده درسم تموم شه از الان استرس دارم کی درس بخونم نکنه دیر بشه برای استخدام میگم نکنه جا بمونم یا همش میگم یعنی منابع از کجا پیدا کنم یعنی همش دارم فکر میکنم بخدا دیگه خسته شدم بریدم از این همه فکرو خیال

با یکی از دوستامم قهر کردم همش فکر میکنم اونا باهم مشورت میکنن ویکارایی میکنن ولی به من نمیگن میدونم حرفام خنده داره ولی دست خودم نیست بعضی وقت پشیمون میشم قطع رابطه باهاش درحالی که دوست خولی برام نبود ولی این افکار خیلی آزارم میده فکر به آینده داغونم کرده

کسی مثل من بوده؟

چیکار کنم


درخواست دوستی قبول نمیکنم 

وسواس داری فکر کنم

اتم اگر یک توپ باشه مجموع الکترون پروتون ونوترون فقط سه هزارم از اون توپ هست، یعنی 99/9درصد توپ خالی هست و درنتیجه  کل هستی از 99/9درصد فضای خالی تشکیل شده.... همین هست که مولانا میگه (صورت از بی صورتی آمد برون) 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

چی بگم همش میترسم جا بمونم چیکار کنم بنظرتون

یا باید بری پیش روانشناس 

یا روانپزشک 

قرص ها میده ذهنت آروم میشه دیگه فکر نمی کنی کار می کنی 

اتم اگر یک توپ باشه مجموع الکترون پروتون ونوترون فقط سه هزارم از اون توپ هست، یعنی 99/9درصد توپ خالی هست و درنتیجه  کل هستی از 99/9درصد فضای خالی تشکیل شده.... همین هست که مولانا میگه (صورت از بی صورتی آمد برون) 
شما چیکار کردی تونستی ترکش کنی

من ی ساله بخاطر دردو دل های با آب وتاب خواهرم یا خیلی ببخشید واضح میگم چص ناله های دروغین خواارم از زندگیش  نشخوار فکری گرفتم. ک باعث شد نتونم درس بخونم معدلم گند زدم کلاس زبان وفن بیانمو ول کردم  ورابطم با همسرم خراب شده بود 

اول تو ی برگه نوشتم چ ضرر هایی بهم زده  

بعدس عامل نشخوار فکری رو حذف کردم. ک برای من خواهرم بود ارتباطمو باهاش قطع کردم  سخت بود خیلی  چون انگار عادت کرده بودم 

بعدش ی دفتر برداشتم هر روز ۳تا موضوع را مینویسم اول 

اون چیزایی ک تو ذهنم میاد هرچی که هست بعد تحلیل میکنم وبهش میخندم و بی ارزش نشونش میدم یا تحلیل میکنم ک اگه فلان بشه ک ب ضررمه 

دوم تقویت عزت نفس خودم 

هر روز از خودم تعریف میکنم مینویسم و۳بار میخونم 

بخودم میکه من عالی ام من ب زندگی دیگران اهمیت نمیدم  حرف های منفی دیگران مهم نیست برام. من یکی از بندگان خوب خدا هستم و...

سوم شکرگزاری میکتم هر روز ۱۰ تا از نعمت های زندگیمو مینویسم ودلیلشم  مینویسم 

واقعا روی من تاثیر داشته اینم بگم ک کتاب های توسعه فردی قبل از خواب میخونم 

مثلا کتاب آدم هلی سمی  عالیه کتاب  جائل استون افکار منفی را دور کنید  عالیه 

  
من ی ساله بخاطر دردو دل های با آب وتاب خواهرم یا خیلی ببخشید واضح میگم چص ناله های دروغین خواارم از ...

در آخر هم یاوت باشه هیچ کی وهیچ  چیز ارزش از دست دادن آرامش وعزت نفستو نداره 

ی مثال درمورد نوشتن افکاری ک میاد وتجزیه تحلیلش 

قرار بود خواهر شوهر آبجیم ک ترکیه هست  بیاد ایران ومن مدام با خودم فکر میکردم ک پاسپورتشو پاره کنم و بزنمش 

اینو نوشتم تو دفتر وتجزیه کردم 

گفتم ک اگه اینو بزنی آبروی ک میره. من 

بخاطر کی بزنی  خواهری ک حای حاضر نیست ۱قدم برات برداره 

و بعدش همون خواهر مقصر بدونه تورو 

و بعدش یاد خوبی های خواهر سوهرش ک دختر خالمه افتادم ک چقدر مهربونه اونا رو نوشتم  و هروقت این قضیه یادم‌میومد ک بزنمش و انتقام خواهرمو بگیرم  اینو مرور میکردم 

وعکس هایی ک خواهرم باهاش خوش هست رو نگاه میکردم 

آخه قبلنا باهم دعوا شون شوه بود وخواهرم همه چیز رو با آب وتاپ برام تعریف کرده بود 

  
اعتماد بنفستون کمه؟دیدگاهتون به همه چیز تقریبا منفیه؟توکلتون به خدا چقدره؟

بله اعتماد به نفسم کمه

اتفاقای بد رو در نظر میگیرم ونا امید میشم 

به خدا توکل میکنم ولی باز نگرانم واقعا استرس آینده داره زندگی الانم خراب میکنه

درخواست دوستی قبول نمیکنم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792