ارتباط شما خیلی جلو تر رفته
ما صرفا یکمممم حرکت کردیم😂 اونم رسمی
داستان منم یکطرفس فعلا. از طرف اون بعید میدونم حسی باشه هرچند خیلی هم پرت نیست انگار
ولی خب
هی میگم ای کاش کتابه یادش بره پس بیاره که حداقل به بهانه اون یه چتی باشه تابستون😂
یا اونم یه کتاب به من بده. هووووف. تخیلات من فقط😭😂 بخدا اگر تو باغ باشه خودش
یادمه روزی که کتابو دادم
از ۱ ساعت قبلش استرس داشتم
کلا ۵ دقیقه حرف زدیم
ولی من قفل شده بودم انگار
ولی رفت من رفتم سمت سلف. از شدت ذوق لبخندم قطع نمیشد اصلا. رو هوا بودم. وقتی رسیدم اونجا رفتم دستشویی. خلوت بود و کسی نبود. اینقدر بالا پایین پریدم از ذوق که حد نداشت. تا پایان اون روز من نیشم باز بود و سرخوش بودم. و به طرز عجیبی تا ۳ یا ۴ روز بعدشم به شدت آروم و بدون استرس بودم.
ایشالا که من نیوفتم😂❤️ بیچاره میشم
و خب دوست دارم ارتباطه باشه
چون سخته تا ترم بعد نبینمش
ترم تابستونم نداریم احتمالا جفتمون. حداقل من که بر نمیدارم