خانما من با نانزدم دوست بودم بعد نانزدیمون بهم خورد قبل بله برون و عقد توی تاپیکهای قبلیم راجع بهش گفتم ، بعد الان نزدیک دو ماهه نانزدم لج کرده و دیگه بر نمیگرده منم توی این چله کلیمبه چند تا سوره نذر کردم که برگرده حالا وسط یک چله خواب دیدم مامانش میگه اگه بیاد دوباره به ما بگه ما میایم خواستگاریت ، چند شب پیشم خواب دیدم داشتم میرفتم حرم که از امام رضا بخوامش، دوباره دیشبم خواب دیرم باهم رفته بودیم بیرون و بهم برگشته بود