2777
2789
عنوان

مادرشوهر خودخواهِ من

641 بازدید | 22 پست

دلم گرفته، این متنو محض درد و دل مینویسم، چون میدونم راه چاره ندارم.

از اول ازدواج تحت شرایطی مجبور شدم تمام وعده های غذایی رو بریم خونه مادرشوهرم...

من ۸ ماهه باردارم و تو این شرجی وگرمای وحشتناک شمال وقتی از سرکار بیام خونه،  باید لباس بپوشم و برم واحد اونا، خونشون عین کوره آتيش گرمه، مادرشوهرم کولر روشن نمیکنه، همسرم بهترین کولر رو براشون خریده، خونشون شدیدا آفتاب گیره و پنجره ها رو باز میذاره و میگه خنکه...  ولی انگار تو هالشون وسط آفتاب وحشتناک نشستی..

امروز شوهرم سرش بابت این قضیه غُر زد ولی محل نداد.

شوهرم خودش کولر رو روشن کرد و پنجره ها رو بست.

من بهش گفتم تو این گرما چجوری بدون کولر و پنکه میمونین، من دارم خفه میشم ، بهم گفت ما فعلا که خفه نشدیم، اونایی که کولر ندارن پس چیکار میکنن،،من گفتم الان تو همه روستاها هم کولر هست.

(مشکل مالی برای پرداخت قبضش ندارن)

پدرشوهر بیچاره ام که سکته کرده، تو همین گرما تو اتاق خوابیده بود و دلم براش سوخت.

زمستونا هم نمیذاره پکیج روشن کنن، میگه گرممه و عرق میکنم. 

شوهرم میگه بچمونو باید مادرش نگه داره (وقتی من میرم سرکار)

امروز داشتم فکر میکردم تو این گرما و سرما بچه بیچاره مریض نشه!!!

حالا مادر خودم روماتیسم داره و زیاد نمیتونه زیرکولر بشینه، وقتی من مجرد بودم از یه ساعت قبل اومدن من، کولر روشن میکرد تا خونه خنک باشه.

حالا من که عروس این مادرشوهر هستم و هیچی... این زن حتی دلش برای پسرش نمیسوزه که تو این گرما از سر کار برگشته و داره هلاک میشه....

فقط با دلسوزی های الکی نمیذاره پسراش مستقل شن...


میدونم مقصر اصلی شوهرمه ولی دیگه حوصله دعوا و درگیری و تنش ندارم، چون زورم به این زن نمیرسه...


گریه و زاری راه میندازه و میگه من دوست دارم برای شما آشپزی کنم، من باید مطمئن بشم که پسرام غذا میخورن، حالا غذاشم که تعریفی نداره، یا با سویا میپزه یا مقدار کم میپزه یا چرت و پرت... خب زن حسابی تو که دیگه حوصله پخت و پز نداری، چرا ول کن زندگی ما نیستی، ما خونمون یه تخم مرغ بخوریم راحت تریم...




من خیلی برای مستقل شدنمون تلاش کردم ولی نشد که نشد... فقط محض یه اتفاقی تونستم صبحونمو جدا کنم، اونم به زور!!! کاش تا وقتی که ذوقش دارم و جوون هستم به این آرزو برسم، سفره دو نفره تو خونمون که نصیب من و شوهرم نشد، کاش سفره سه نفره با پسرمون نصیبمون بشه.

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

اگه خدای نکرده اتفاقی برای پدرشوهرم بیفته، میدونم زندگیمون از این هم بدتر میشه. فقط برای پدرشوهرم آ ...

خدا به دادت برسه.پدرشوهر منم همون اول گیر داد باید با ما غذا بخورین.من همون اول لج کردم گفتم از گشنگی بمیرم سر سفره خودم خونه خودم باید غذا بخورم.حتی گاز خونمونو وصل نمیکرد .دو تا پامو کردم تو یه کفش و بالاخره تونستم غذامونو جدا کنم.ظ

    Kiziim
بنظر خودت زیادی وا دادی بگو گرمه نمیتونم اونجا بمونم حاملم سختمه  چندبارنری درست میشه

مشکل اینه که شوهرم تنهایی میره و این قضیه میره رو روح و روان من.. و به خاطرش حرص میخورم.

من تنهایی خونه خودمون، اون تنهایی پیش مادرش...

ماه های اول بارداریم که ویار شدید داشتم, خودم آشپزی میکردم و خونه خودم میخوردم ولی شوهرم میرفت اونجا....

نمیدونم با پسراش چیکار کرده که اینقدر حرفشو گوش میکنن. 

ترجیح دادم دیگه شوهرمو تنها نذارم.

بحث دستپخت هم نیست چون شوهرم بارها تعریف دستپخت منو کرده و گفته دوست دارم هرروز غذای تو رو بخورم. (البته منظورش اینه درست کنم و ببریم اونجا با مادرش بخوریم)


اگر ميگفني گرمه و ميرفتي خونه خودت مادرشوهرت با چاقو ميوند دنبالت ك بايد برگردي توي خونه من وگرنه ...

ابجی میگی دیگه ... بعضی چیزا رو نمیشه گفت 


زندگی خواهرم سالهاست همینه... 


گفتنی نیست بماند و بماند ولی خواستم بگم درک میکنم 

جدیدا تو نی نی سایت مد شده وقتی میخوان یکی رو نصیحت کنن اولش مینویسن " ببین عزیزم من مسلمان نیستم و دین شما رو قبول ندارم ولی بنظرم فلان و بهمان و ........ " خب وقتی از پاسخ طرف اونقدر میترسی که خودتو کافر نشون میدی بهتره فاز نصیحت هم نگیری ... چه کاریه آخه ... البته جدیدا گفتن این جملات رو کلاس میدونن و شایدم توجیهی برای کارهای غیرشرعی. (دین هیچ ربطی به آخوند جماعت نداره) ///// یه چیز دیگه هم بگم و عذرخواهی کنم از شما عزیزان، من زیاد اهل خوندن اعلانات نیستم . از اون زنگوله بالای صفحه خوشم نمیاد . بنابراین اگه جوابی ندادم ناراحت نشید ... بطور اتفاقی اگه بین کامنتها ریپلای شما رو دیدم باکمال میل جواب میدم ///// اونقدر دلم برای جوانان ساده و بی پناه هموطنم میسوزه که همیشه و همه جا یک دعا ورد زبونم هست و اونم عاقبت بخیری پسران و دختران سرزمینم هست .
اگر ميگفني گرمه و ميرفتي خونه خودت مادرشوهرت با چاقو ميوند دنبالت ك بايد برگردي توي خونه من وگرنه ...

رو شوهرم نفوذ داره.

چندین بار قبلا نرفتم و کاری کرد که داشتیم به طلاق میکشیدیم.

به خاطر غذا خوردن داشتیم دچار اختلافات شدید میشدیم.

منم به درخواست مادرم یک ساله که اعتراضی نمیکنم چون مادرم عاجزانه ازم خواهش کرد.

بارها شده من خونه خودمون غذا خوردم و شوهرم رفته اونجا غذا خورده.  تحت هرشرایطی باید بره اونجا بخوره.


2790
2778
2791
2779
2792