2777
2789
عنوان

دلم شکسته...جوونیمو باختم

707 بازدید | 39 پست

امشب باشوهرم بحث داشتیم کلی گریه کردم و درد ودل کردم به خاطر خیانتش ...

کار به گذشته های دور رسید 

روزهایی که خانواده ی همسرم خیلی دخالت میکردن و همسرم هیچ حمایتی از من نمیکرد 

تاجایی که به خودشون اجازه میدادن در مورد طلاق من نظر بدن ..

بااینکه از پسرشون سرتر بودم منو تحقیر میکردن چون من انتخاب شوهرم بود.

طبیعی بود که بین ما اختلاف زیادی پیش می اومد ..

شوهرم محبت کلامی نداشت حمایتم نمی کرد 

گردش و تفریح نمی رفتیم ...

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

پنج سال زندگیمون به همین روال بود من گله میکردم و قهر میکردم و شوهرم سکوت می‌کرد..

منت کشی و ناز کشی هم بلد نبود ...

حتی یکبار خونه ی پدرم برای قهر نرفتم 

خیلی صبور بودم ...چون عاشقش بودم

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

تحمل دوریشو نداشتم خیلی کمبود محبتشو داشتم 

خودم قهر میکردم بیشتر هم خودم آشتی میکردم 

نهایتش می اومد میگفت بیا ببرمت بیرون هوات عوض بشه .اما عذر خواهی در کار نبود...

کاری بااعصابم کردن که مبتلا به بیماری اعصاب شدم هیچوقت همسرم همراهیم نکرد منو دکتر نبرد کنارم نبود

همیشه فکر میکردم وقتش پره یا مدلش همینه

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

تااینکه چند ماه پیش بهم خیانت کرد بعدش کلی دلمو به دست آورد که من دوست دارم و منو خدا بکشه که باعث ناراحتیت شدم و خلاصه من به خاطر بچه هام و علاقه ام بهش فرصت دادم اما همیشه برام سوال بود چرا کم کاری میکنه مگه عاشقم نبود مگه به اجبار خودش باهم ازدواج نکردیم..

چرا اونطوری که باید بهم محبت نمیکنه.

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

تا اینکه امشب بعداز کلی گله کردن ...برگشت بهم گفت علکی ادعای عاشقی نداشته باش تو از ازدواج با من پشیمون بودی ..گفتم کی ؟من؟

گفت آره ...

گفتم چی میگی

گفت تو بارها توی بحث ها گفتی از ازدواج باهات پشیمونم

گفتم خب توی دعوا حلوا خیرات نمیکنن ..

وقتی محبت نمیکردی ..وقتی حمایتی نمیکردی 

وقتی خانوادت منو لایق تو نمیدونستن وتو هیچ کاری نمیکردی میخواستی راضی باشم..

راضی نبودم اما عاشقت بودم که همه ی مشکلات رو تحمل کردم و نرفتم 

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره

گفتم من شاید به زبان گفتم پشیمونم اما به عمل همه جوره پشتت بودم رفیقت بودم کمکت بودم دستتو گرفتم کشیدم بالا ....

تو چیکار کردی برام ...

از ترس اینکه از دستت ندم یکبارم قهر نرفتم 

گفت قهر میرفتی دنبالت هم نمی اومدم ...

فهمیدم میخواسته من این زندگی رو تموم کنم ...

خیلی شکستم

همیشه دلخوشیم عشق شوهرم بود اما تازه فهمیدم اون عاشق نبوده و من خودمو گول می زدم

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره
چون فک کرده پشیمونی بهت خیانت کرده؟ در چه حد؟ جنسی یا پیامی؟ چنتا بچه دارید؟

میگه خیانتم ربطی به اون قضیه نداشته ..

میگه تو دوسم نداشتی به خاطر اون محبتی نداشته بهم ...

گفتم اون همه عمل من رو ندیدی ..اون همه زبونی گفتم عاشقتم دوستت دارم رو ندیدی ..فقط پشیمان گفتنم رو دیدی؟

خدابرای هرکسی اونقدر وجود داره که اون به خداایمان داره
2790
2778
2791
2779
2792