با مامانم میرفتم بیرون یکی از همسایه ها اومد جلوی در کوچه
گفت اومدم دخترت از نزدیک ببینم واس پسرم. بعد گفت واس پسرم دختره ریخته التماسشو میکنن هااا ولی اعتماد نمیشه کرد ب کسی
بعد گفت اهل دود دم و دوس دختر بازی نیست . اصلا انگار خودش دختره!
بعد گفت پسرم میگه دخترای بیرونو میبینم اونجوری نمیخوام. دختر خونگی میخوام! 😐
گفتم ایشالا خدا برات نگه داره قسمتش هرجا هست خوشبخت بشه
به مامانم گفتم اگه پیگیری کردن بگو دخترم میگه نه
مامانم میگ چه پیگیری الان اون مثلا رفته فکراشو کنه ببینه تورو پسندیدن یا ن . اگه بیان ینی خوشمون اومده. نمیان از تو نظر بپرسن که! گفتم خب نپرسیدنم تو بگو دخترم میگ نمیخام اشنا بشم. میگه سخت نگیر برو خود پسره رو ببین ولی گفتم اصلااا. بگو نه
نظرتون چیه ؟