سلام،
یه کم طولانیه، ولی... لطفا بخونین و راهنماییم کنین؛
من از یه دختره توی کلاسم خوشم اومده. ترم قبل سعی کردم بهش بفهمونم. و اینکارو کردم. اما برای اینکه بهش نزدیک بشم، با دوستای این دختره دوست شدم، و ی جورایی از یکیشون خواستم ایشون رو توی جمعشون بیارن. ولی اونا متوجه نشدن ک من ب دوستشون علاقه دارم. اما بازم اصراری من بود همیشه از ایشون که بیارنش. کمی گذشت، اما ایشون وارد اون جمع نشد اصلا. دنبال برنامه ها وکارهاش بود. بعدش با یکی از دوستای ایشون بحثم شد سر یه مسائلی، کلا همشون باهام ضد شدن, دوست ایشون فکر کرد من از ایشون خوشم میاد حالا بخاطر اینکه چندبار خندیدم و شوخی کردم توی جمعشون. ولی من دوستانه بودن خندیدنام و شوخیام. بعدش من بهش با پیام صوتی میفهمونم که نه اینطور نیست و اشتباه متوجه شدی. قبل اینکه این حرفو به بقیه بزنی باید با خود من صحبت میکردی و سوتفاهم هارو رفع میکردی. دختره ناراحت شدی کلی چرتو پرت کفت بهم بعدم تو تل بلاکم کرد. از اونجا دوستاش باهام ب مشکل خوردن. حتی گوش طرف منو هم به شدت پر کردن...
بعد خلاصه این ترمی، دوستم با دخترای که بهش علاقه دارم صحبت کرده، و بهش گفته که من بهش علاقه دارم و اینا. ایشون هم به حرفاش گوش میکرده، و ب دوستم گفته، ببین من دوستام (همونایی که وارد جمعشون شدم ک بتونم با دختره ارتباط بگیرم) یه حرفایی زدن راجبش. دوست منم گفته حرفارو ول کن، دوستم وارد اون جمع شده که بتونه باتو ارتباط بگیره، دختره هم میگه باید فکرامو بکنم. کمی که میگذره، ازش ی پیام میگیرم، میگه میخواد ببینتم اگر فلان کلاسش کنسل شد. اون روز رسید اما نفهمیدم کلاسش کنسل شد یا نه، نیومد ک ببینیم همو. روز بعدش سر کلاس وقتیداشتم کتابامو از کیفم در میاوردم، ایشون رو صندلی عقبم نشسته بود، چشممو ب طرفش بردم، دیدم داره بهم خیره نگاه میکنه و ی لبخند درشت هم رو لبشه. تا دید چشمم بهش خورده سریع سرشوانداخت پایین. و منم ی جورایی خجالت زده شدم سرمو انداختم پایین.
راستش بعد از نگاهش کمی امیدوار شدم. روز بعدش رفتم پیشش، وقتی کسی دورو برش نبود مخصوصا دوستاش، باهاش صحبت کردم. گفتم پیام دادین میخواستین حرف بزنیم. گفت ببین، من از طرف دوستام تحت فشارم. لطفا درکم کن. وقتی حرف دوستاشو زد کنی عصبانی شدم. بهش گفتم نمیفهممچیمیگی، میشهواضح تر بگی. گفتمیترسم همهچی بدتر شه، شنیدم رفتین بیندوستام ک نظرمو جلب کنین! منم بهش گفتم ۹۹ درصد کلاس برام مهم نیستن، فقط همون ۱ درصد مهمه ک میخواستم ب اون برسم. استاد دیگ داشت میومد، بهش گفتم میشه بمونید بعد کلاس صحبت کنیم؟ اما بعد کلاس فرار کرد، بعدش ب دوستمپیامداد از فلانی خوشمنمیاد، بهش بگو نه لطفا به من و نه به دوستام پیام بده. زندگیم پر از استرسه، نمیخوام اذیت شم....
میدونید رفتارش با نوعپیامدادنش اصلا نمیخونه. مثلا وقتی راه میره میاد جلو من وایمیسه وسرش میره تو گوشی. میتونه جاهای دیگه وایسه. چرا جلو من وایمیسه؟ یا چرا اون روزاوننگاهو با لبخند از پشت سر مینداخت بهم؟ اما روز بعد اون نگاهش وقتی ب دوستم نوشت ازش خوشمنمیاد خیلی ناراحت شدم... من قیافمبد نیست، متوسط به بالاست. قیافه اونم متوسط به بالاست. فقط ازش خوشم اومدههمین. دوستاشباهام ضد شدن بخاطر دعوایی ک با یکیشون داشتم.
لطفا نظراتونرو بهم بگین.... فازش چیه؟؟ چرا اینقد رفتارش ضدو نقیضه؟ لطفا راهنماییم کنین...