پسره مومنه و من نیستم یعنی انقدر فرق داریم هنگ میکنن همه چرا باهمیم
بعد قرار شد تو مسائل شخصی هم دخالت نکنیم و بهشم گفتم که به اعتقادات هم احترام بزاریم
یه مدت اول خیلی خوب بود ولی بعدش درگیریا شروع شد و دیگه نمیتونست تو استایل من دخالت نکنه
من از اینکه تو هفته شیش روزشو باشگاهه واقعا کفری شدم