اومده خونه مامانم سیسمونی هایی که واسه بچم خریده رو دیده میگه به جا این همه وسایل باز طلا میخریدی دیگه
مامان و بابام پستونک طلا خریده نیم ست طلا خریده النگو خریده واسه بچم دستبند خریده این عفریته طلا دیگه چی میخوادددد؟از این بیشتر میخواد گدا خانوم ؟ تازه خودمم واسش طلا خریدم دیگه
کی این همه طلا میخره واسه نوه اش اخه هی به مامانم گفتم مامانم تو لطف نکن به زندگی من این زنو هرروز پرروتر میکنی نخر این همه وسایل مگه من دخترت نیستم هرروز کادو نخر واسم هیچی نخر من نمیخوام احتیاج ندارم باز مامانم گوش نکرد و این گشنه رو هرروز پرروتر کرد مادرشوهرم خودش برگشته میگه بزم ببینم به یک میلیون چه طلایی میدن واسه بچه تو بخرم اخه بچه ها به یک میلیون چه طلایی میدن ؟ بعد از مامان من انتظار طلای بیشتر داره ،هر بار خواستم واسه بچم حتی یه تیکه لباس یا عروسک بخرم همش گفت مامانت اینا میخرن دیگه چرا پولاتو خرج میکنی نه راضیه خودش چیزی واسه بچم بخرم نه راضیه من پولامو خرج کنم همش از بابام انتظار داره شاید باورتون نشه پدرشوهر و مادرشوهرم بالای ۱۰۰ ۱۲۰ میلیارد ملک دارن ولی باز گدا وگشنه ان