بیایید من حساسم یا چی ؟؟ قراره یک ماه بعد عقد کنیم ولی من حس میکنم باید برم روانشناس چون زندگی خیلی بالا پایین داره نمیدونم از پسش بر بیام یانه
خیلی بهم محبت میکنه به فکرمه هرکاری برام میکنه ولی یه کوچولو که عصبی میشه گریم میگیره چشام پر اشک میشه تحمل ندارم اصلا دلم میخواد برم جایی گریه کنم زار بزنم بعد باهاش حرف بزنم چیکار کنم نازک نارنجی نباشم 😞😞 یه بار گفتم روحیاتمون بهم نمیخوره ولی قبول نکرده گفته من نازتو میکشم تو در اشتباهی حس میکنم اون پدره و من بچه گاهی اوقات .مثلا امروز کم مونده بود زغال بریزه رو صورتم اونم ترسید با صدای بلند گفت بکش کناررر منم اشک تو چشام جمع شد اومد بوسید بغلم کرد گفت چون دوست دارم دست خودم نبود ببخشید ... داشتیم راه میرفتیم تو خیابون شلوغ دست یه مرد ناخودآگاه بهم خورد گفت مگه نگفتم از سمت راست من بیا بازم بهم برخورد تحمل ندارم چیکار کنم