2821
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 628 بازدید | 23 پست
چی بگم به خودش ؟ 

مشکلاتتو بگو سوال بپرس ازش و بگو قصد داری اگه رفتاراش ادامه پیدا کنه طلاق بگیری.همینجوزی یهو نمیرن به خانواده بگن که قربونت..

روی اسب باله دار تویی تنها تکسوار💕😌عشقِ رویایی من😍تویی عشق موندگار 😍 ❤️ فصل بارونه و عشق رو غبار نسترن😌منوتوعاشق هم😌😍توی خواب گل شدن❤️

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بهش حق بده همه مردا یهو تو ی زمان زندگیشون دچار شوکمیشن حالا یا از لحاظ مالی.ـیا خانوادگی یا جنسی تحت فشارن باید ببینی اول مشکل همسرت چیه؟؟مگه نمیگی دوسش داری حیف نیست واقعاااا ازش دل بکنی منو شوهرم خیلی باهم اختلاف داشتیم خیلی اونورتر ولی اشاید ب حرف میگفتم طلاق ولی قلبی اصلا هرچی فکرشو میکردم میدیم واقعا بدون شوهرم نمیتونم قلبم ب قلبش وصله و میدم اونم چقد دوسم داره میگفتم اخه واقعااا کی پیدا میشه کـدوبازه بخواد انقد عاشقم ـباشه  سر همون سعی کردیم کم کم مشکلات حل کنیم زود نرو ب سمت طلاق ک بعدا پشیمون میشین درک کن شوهرتو و بفهم مشکلش چیه و کیه

بالاخره من و عشقم هم مامان و بابا شدیم خداجونم هرکی ک ارزوشه کـ مامان و بابابشه رو بهش ی نگاهی بنداز..آمین
شاید واقعا بعضی از رفتارای تو وخانوادت ناراحتش میکنه.ی کم خلوت کن و با خودت فکرکن ببین چی ناراحتش کر ...

کلی فکر کردم حتی بعضی شبا بیدارم و. فکر. و خیال میکنم 

چندبار هم با خانوادم صحبت کردم که جلوش چیزی نگن که ناراحت بشه 

وقتی میاد خونمون ۴ستون بدنم میلرزه که نکنه یکی چیزی بگه بهش بر بخوره 

من رفتارهای خانوادشو زیر زره بین نمیبرم که اون. میبره و گاهی هم بی احترامی میکنه به مادرم اما من تا یه چی میخوام از پدر و مادرش بگم میگه اسم اونا رو نیار پاره تن من هستن در. صورتی که بی احترامی نمیکنم 

فقط 11 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
مثلا چه مشکلی ؟  اگه قرار باشه در کنار هم انقدر ناراحت باشیم و نتونیم کنار هم آرامش داشته باشی ...

دقیقا میفهمم چی میگی منم تا مدتی کنار شوهرم همین جوری بودم ولی از یه جایی به بعد فهمیدیم چقد به با هم بودن نیاز داریم الان مدتیه خیلی خوبیم با هم و کنار هم آرامش داریم

معمولا ازدواجای بعد دوستی اینجوری میشه پسرا وقتی به دستت میارن دیگه بیخیال میشن.... طول میکشه تا به زندگی جدید عادت کنن

دقیقا میفهمم چی میگی منم تا مدتی کنار شوهرم همین جوری بودم ولی از یه جایی به بعد فهمیدیم چقد به با ه ...

چی کار کردید که مشکلتون حل شد ؟

فقط 11 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
چی کار کردید که مشکلتون حل شد ؟

من سعی کردم خیلی محبت نکنم... یه کم ازش فاصله گرفتم.... و البته سردی کردناشو به روش آوردم.... انتظاراتمو بهش فهموندم.... میدونی طلاق آخرین راهه و بدترین راه... راستش این مدت انقد گرفتاری داشتم که خیلی خوب این تایپیکو یادم نیست. ولی فکر میکنم جوابتونو داده باشم...

شوهر من وقتی دید من دارم ازش دوری میکنم سعی کرد بهم نزدیک شه و محبت کنه... منم استقبال کردم از این رفتارش و اون فهمید این طوری کنار هم بودن بهتره....

کلی فکر کردم حتی بعضی شبا بیدارم و. فکر. و خیال میکنم  چندبار هم با خانوادم صحبت کردم که جلوش ...

عزیزم تقصر خودت هم هست شما هم بگو به خانوادم چیزی نگو اونها پاره تن من هستن الان که عقدید یاد بهش بده احترام گذاشتن به خانوادت رو وگرنه به مرور بدتر میشه .ادم تو هیچ شرایطی نباید شوهرش رو به خانوادش ترجیح بده باید مدیریت کرد .

از کارهام دیدن کنیدdonyaienoghteha@
2824
2823
2791
2779
2792