چن روز پیش با شوهرم بحث کردیم. هر وقت بحث میشه فحش میده و یک بار تو دعوا ب پام اسیب زد این بارم بازوم کبود شد. ب پدرمادرش گفتیم هیچ کاری نکردن بعد دو روز. بدیش اینه طبقه بالای مادرشوهر هستم و میفهمن دعواها رو. بعد این دفعه چون فحش خیلی زشتی بهم داد من حتی پتو جدا میندازم شبا انقد دلم بد شده ازش فقط بخاطر پسرم دارم تحمل میکنم. الانم اون شبا ی بالشت مث بچه ها میزاره وسطمون و میخوابه و امروز دیدم حلقه اشم دستش نیست. بنظرتون چکار کنم با این ادم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.