دختر عموم با یکی نامزد بود عاشق هم بودن بخاطر دخالتای خانواده جدا شدن با وجود اینکه عقد هم بودن بعد یک سال رفتن با کسای دیگه نامزدی کردن دوباره نامزدیاشونم بهم خورد و در نهایت باهم ازدواج کردن الانم خوشبخته بچه هم داره
پسر همسایمون با دوست من همدیگه رو خییییییلی زیییاد دوست داشتن خونواده پسره راضی نبود و با زور و اجبار دختر عموی پسره رو براش گرفتن چند سال گذشت خدا بهشون یه پسر هم داد بچه چهار ساله بود رفتن مشهد تصادف کردن زن وپسرش فوت شدن دوسال بعد از فوت همسرش با دوستم ازدواج کردن ( دوستم کلن ازدواج نکرد بعد این پسر ) الآنم به پسر سه ساله دارن