فعلا زندانه،دوبارم رفتم دادگاه پیش دادستان گفتم که رضایت میدیم بره،این ماجرا کش پیدا نکنه ازش یه تعهد بگیرید، دادستانی گفت تعهد نمیده
الان هنو میخا برم،بگم فردا عیدغدیره بیارینش خبرمرگش تعهدی بده بره
خانوادم از ترس و استرس خواب ندارن میترسن بیاد سراغشون