ما واسه دورهمی (همه فامیل) میریم خونه مادر بزرگ مون بعد دختر داییم باهم خیلی رفیق فابریکیم.هروقت میریم اونجا همش میره پیش یکی دیگه بعد پشتشون خیلی حرف میزنه.بعد منو تنها میزاره و قشنگ دلم میخاد برن خفش کنم بگم مشکلت با من چیه؟بعد از پیششون برمیگرده انگار نه انکار منو تنها گذاشته منم میشینم یه گوشه به حرفای بقیه گوش میدم ، وقتی هم میرم پیششون انگار وجود ندارم . بنظرتون باهاش دوست باشم؟قشنگ آدم دورویی هست ولی خیلی دوستش دارم تازه بخاطر اون مجبور شدن ارتباطمو با یکی قطع کنم.وقتی هم بخاطر این موضوع ها باهاش قهر میکنم میگه بچه ای ؟لوسی؟ قهر میکنی
عهههه همین تازه تو یه تاپیک دیگه حرف زدیم😂 اخرشم برمیگرده میگه فقط تورو دوس دارم چندبار شنیدم پشت ...
اره سر عروسی😂
دقیقاااا بخدا من خیلی دوستی ندارم بعد اون صدتا دوست داره وقتی کسی نیست باهاش حرف بزنه تازهههه یادش میاد من وجود دارم ، حرفامون همش غیبت راجب دوستشه😐 حس میکنم پیش دوستاش راجب من حرف میزنن
میخوای عکستو توی چت بدی؟نگران نباش من واقعا یه بچه کوچولوعم که نمیتونم کاری بکنم از این لحاظ خیالت راحت فقط کنجکاو شدم ببینمت
هر حرفی توی تاپیک استارتر زدم یعنی نظر منه و به هیچکس ربطی نداره اگرم که اینو متوجه نمیشن و کلا مشکل دارین توی فهمیدن ریپ بزنین تا توجیه تون کنم عزیزانم ولیییی از همنظرها به خوبی استقبال میشه🤣