بچه ها بنظرتون کار این خانوم درست بوده با ماشین باری میخواستن با خانواده شوهر برن تفریح و جمعیتم زباد مادرشوهر هم بوده و خواهر عروسه هم بود عروس خودش و خواهرش جلو نشستن مادرشوهر و خواهر شوهر و بقیه پشت
یا یه نفر دیگه عروس با پدرشوهر مادرشوهر عروس با پررویی رفت جلو مادرشوهر عقب درصورتی که گاهی دیدم مادر خودش بوده و اینکار نکرده
بدیهیه دیگه خودش جلو کنار شوهرش بشینه حالا هر کسی هم که باشه
خواهرشم به هر حال تزدیک ترین فرد بوده نشسته پیشش
مادرشوهرشو بغل میکرد تو راه؟
خواهرشه دیگه
ول کنین
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.