از دوران ابتدایی که وارد جامعه شدم و مدرسه رفتم تا موقع دانشگاه و محل کار و بعدشم ازدواج از بعضی از آدما حرف میخوردم ، تیکه و کنایه ، زخم زبون ، قلدری و دستور دادن و صداشونو بالا میبردن .من همیشه خیلی ناراحت میشدم ولی هیچوقت نمیتونستم جوابه کسی رو بدم، مامانم بهم یاد داده بود که اگه کسی به تو بی احترامی کرد تو احترام نگه دار .
ولی من همیشه احساس توسری خور بودن داشتم . چند وقته که دیگه زبون دراز شدم . برام مهم نیست طرف بزرگتره یا پولداره یا سمت خاصی داره ،به همه احترام میذارم و کاری به کار کسی ندارم ولی هر کی بهم بی احترامی کنه منم بهش بی احترامی میکنم، هر کس بهم زور بگه و سرم داد بزنه منم سرش داد و بیداد راه میندازم و هر کس بهم متلک بندازه با خاک یکسانش میکنم
الان دیگه اندازه ی قبل محبوب نیستم اما از ابهتم میترسن که مراقب حرفاشون باشن ، مراقب رفتاراشون باشن که مبادا باهاشون عین خودشون رفتار بشه . خیلیا پشت سرم حرف میزنن اما خوشحالم که نمیتونن تو روم احتراممو خدشه دار کنن .
الان واقعا از رفتار دیگران با خودم به شدت راضیم و به شدت احترامم بیشتر شده