شوهرم شبا دیر میاد خونه از سرکار 10و11دیشبم دیر اومد منم واقعا خسته شدم از این وضعیت بهش میگم زودتر بیا ولی انگار نه انگار منم باردارم روحیه ام خیلی خرابه صبح تا شب تنهام کلافه ام و افسرده همش گریه میکنم دیشبم دیر اومد دیگه باهاش حرف نزدم فقط چایی و میوه و شام آوردم خورد اون حرف میزد میگفت قهر نکن منم گفتم این چه زندگیه آخه خسته شدم دیگه بحث کردم آخرم گفت همینی که هست خیلی دلم شکست حالم بد شد دیگه هیچی نگفتم اومدم خوابیدم اونم قهر کرد صبح هم پاشد رفت فرداشبم مثلا تولدمه خیلی حالم بده گیر کردم تو این زندگی 😭😭😭😭😭😭
مبفهمم چی میگی ولی طبیعت مردا اینجوریه که اینا رو غر میدونن پس ی کاری کن که تو چشم باشی ن ک از چشم ب ...
دیگه فهمیدم کارشو از من و بچه بیشتر دوست داره کلا واسه خواب خونه اس وقتی اون مارو نمیخواد و واسش مهم. نیستیم منم فقط تو خونه جسمم هست دیگه کاری باهاش ندارم شبا هم اگه میاد چون حامله ام تنها نباشم وگرنه هیچ وابستگی و دلتنگی نسبت به ما نداره همه چی کارشه
یه چن ماه طاقت بیاری بچه که بیاد ازین حالو هوا در میای ، ایندفع شما برای شوهرت ناز میکنی منم تا سا ...
والا منم حاضر بودم تا 8سرکار باشه نه دیگه تا 10شب یه خرید نمیریم باهم 7ماهم شده هنوز یه تیکه وسیله واسه بچه ام نخریدم از تنهایی اینورو اونور رفتن هم خسته شدم خونه هیچکس نمیریم همش وقت نداره اینا کلافگی و افسردگی میاره اونم تو شرایط الان من که با کوچکترین حرکت گریه ام در میاد
ده روزی برو خونه مادرت بودو نبود تو که براش فرق نمیکنه شاید نبودی دلتنگت شد قدرتو فهمید
وای اونجا بدتر از خونه خودمه اونجا میری مامانم یه وره بابام یه وره داداشم هیچوقت نیست کلافه میشم اصلا یه کلمه حرف نمیزنن مامانم که همش تو گوشیشه فقط همه چیزش شده دوستای مجازی دنبال فرصته که فقط با اونا تلفنی حرف بزنه اصلا میرم اونجا بازم تنهام فرقی نداره با خونه خودم