یک هفته پیش عروسی بچه برادرش بود یک هفته اونجا بود چند روز پیش هم برای پسر خواهرش میخواستن برن خواستگاری برادرشوهرم ماشینش خراب بوده نبردش خودش با برادرش رفت لباسها و وسایلش هم برده رفته قهر حالا یه مادر پیر الزایمری داره با دوتا بچه خونه خواهرش که بیوه هست اونجا هست هرچی گفتم نرو قهر فایده نداشت