2777
2789
عنوان

داستان زندگیم ❤️‍🩹

388 بازدید | 39 پست

تو یک خانواده پر جمعیت بزرگ شدم ونسبتا فقیر

مادرم آدم کم حرفی بود ولی پدر یک آدم جذاب و البته 

سخت گیر 

زیاد باهم حرف نمیزدنند تا اونجایی یادمه همیشه مادرم از بدی ها پدرم میگفت واذیت هایش در گذشته 

زیاد راضی نبود

مادرم آدمی رو میخواست که صبح تا شب کار کنه وساده پوش باسه و لی پدرم برعکس ....


خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

اگه پربازدید شد لطفا برای خانه دارشدن ما مستاحرا یه صلوات بفرستید

 میشه لطفا برای سلامتی و ظهور حضرت مهدی عج یه صلوات بفرستی🌹 ❣ الّلهُــــــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَـــــــــرَجْ ❣💚اللّهُمَّ صَلِّ عَلَی فَاطِمَةَ و اَبِیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنِیهَا وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فِیهَا بِعَدَدِ مَا اَحاطَ بِهِ عِلمُک💚      «سلاما على قلبُ يتألمَ قبلُ المنامِ ويبكيُ بكاءَ العالمُ ولمِ يشعرَ بهِ احدُ.»سلام بر قلبی که قبل از خواب درد می‌کشد و به وسعت دنیا می‌گرید و کسی آن را احساس نمی‌کند...

همیشه شاهد قهر های مادرم بودم

بعصی از بچه ها برمیداشت وقهر میرفت خونه دایی ها م

و با وساطت بزرگتر برمی‌داشت وحتی این تا وقتی ما وارد دانشگاه شدیم ادامه داشت


خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺

متاسفانه پدرم خیلی بی فکر بود اغلب بیکار

نمیدونم چطوری زندگی میکردیم.....

یادمه اوایل مدرسه با لباس های کهنه و قدیمی میرفتیم مدرسه.یادمه اوایل مدرسه سر صف نمی‌رفتم چون لباس های بقیه رو میدیم وخجالت میکردم وخودم تو کلاس حبس میکردم

خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺

گذشت تا وارد دانشگاه شدم 

والبته خواهر بزرگتر که چهار سال از من بزرگتر بود 

داشت فوق ش رو می‌گرفت 

پدرم فقط پول شهریه رو میداد و بس

گوشواره کوچیک رو فروختم وباهاش یک جفت کفش و یک مانتو خریدم 

چادر هم از قبل داشتم

خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺

بعضی دوستام دوست پسر داشتند 

ولی من نه نه اعتقاداتم میزاشت نه 

با پوست سبزه ودماغ  بزرگی که داشتم کسی سمتم میومد

ولی خ اهرم بزرگم خیلی خوشکل بود پوست سفید  وچشم رنگی 

بناد هر وقت مارو میدید میگفت اصلا نمونه خ اهر باشین وتو چرا مثل نیستی 

وای  چقدر حالم بد میشد وختی مادر بزرگ م هم اونو بیشتر  از  من دوست داشت وهمیشه براش لباس وخ راکی میخرید 

ولی من نه.مادرمم بینمون فرق میزاشت 

ولی پدر م خدا وکیلی فرق نمیزاشت


خوش بین باش نسبت به همه چی😍....بد به دلت راه نده☺
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   دختر_آرووم  |  8 ساعت پیش
توسط   بودلی  |  5 ساعت پیش