مو فرفری تونم 💇 من حوصله دعوا ندارم اگه میخوای دعوا کنی ریپلای نزن اگر قدم رنجه کردین و اومدین تاپیکم و دیدین نظرتون بی جواب موند ببخشید چون گاها تاپیکم شلوغ میشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
مو فرفری تونم 💇 من حوصله دعوا ندارم اگه میخوای دعوا کنی ریپلای نزن اگر قدم رنجه کردین و اومدین تاپیکم و دیدین نظرتون بی جواب موند ببخشید چون گاها تاپیکم شلوغ میشه
Pov : وقتی میری جلوی در و کفش های مهمونا رو میبینی
یعنی مثلا به جای اون شخص خودتو تصور کن اون فیلمی هم که روش این متن هست موقعیتیه که میخواد از دید خودش / شما توضیحش بده
درخواست ندید به هیچ عنوان قبول نمیکنم. / کاربر عزیزی که جواب بنده رو میدی، حواست به حرف هات باشه؛ من دوست یا قوم و خویش شما نیستم که به شوخی های نادرست شما بخندم.
یعنی وقتی یه چیزی رو داری از دیدگاه یه نفر دیگه تعریف میکنی
پ.ن: پی نوشت
چیزی که در ادامه و برای تفسیر و روشن ساری یه موضوع مینویسن
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی