راستش زیاد تعریف کردنم خوب نیس اما وانمود کرد داره میره ماموریت کاری من خونه مامانم بودم اومد دنبالم که مثلا کمکش کنم وسیله هاشو جمع کنه چنان بدو بدو و طبیعی نقشش رو بازی کرد که باورم شد حتی تودلم هم گفتم آنقدر سرش شلوغه یادش رفته تولدمو
وارد اتاق خوابمون شدم دیدم تختمون پر بادکنک
و یک کیک و کادو وسط بادکنک هاست
همچین خیلی خوشگل و ست بودن
من امسال مامان شدم
روی کیک نوشته شده بود بهترین و خوشگلترین مامان دنیا تولدت مبارک 🥹