دیگه واقعا از آدما میترسم نمیتونم به هیچ احدی اعتماد کنم حس میکنم همه قراره بهم آسیب بزنن ..یه خواستگار داشتم لول اجتماعیش بالا معتمد شهرم بود (شهرمون کوچیکه) بااصراراومد خواستگاریم سه سال خونه منو تو شیشه کرده بود هزار بار نه گفتم بهش آخر یک ابروریزی راه انداخت که میخواست قتل ناموسی بشه مجبور شدم بله بگم بعد هزار بار نه گفتن که اینبار خودش پا پس کشید حالا هرجا میره خواستگاری از من میگه میگه من روانی بودم وفلان و....نمیدونم چی کار کنم ابرو نداشته برام بخاطر دختر بازی تعلیق شده از محل کارش حالا تهدید میکنه که به همه میگم به خاطر تو بوده وتو رفتی شکایت کردی با من رابطه داشتی (درصورتی که اینجور نیس)دیگه خسته شدم نمیدونم. چی بخورم واقعا بمیرم یه بار قرص خوردم نمیزدم همشو بالا آوردم