دیشب به مامانم گفتم اگه خودمو بکشم چیکار میکنی
گفت کلی فحشتم میدم که آبرومو بردی
دیگه چیزی نگفتم
دوباره اومد گفت ولی جدا اگه خودتو بکشی دیگه نیستی جلو چشمم خون دل کمتر میخورم.
گفتم مامان من خون دلتم؟گفت خودت چی فکر میکنی؟
دوباره هیچی نگفتم ولی خندیدم.
دوباره گفت بعد از خودکشی من و بابات دیگه نفسمون آسوده میشه.
وقتی اینو گفت فهمیدم داره بام جدی حرف میزنه.هاج و واج موندم دوباره گفت بخدا سگ در خونه بابابزرگم اینا خیلی پرکاربرد تر از تو هست.یعنی حاضرم گردن تو بشکنه ولی بلایی سر اون نیاد.
تاپیک قبلیام بخونید متوجه مشکلاتم میشید
انتظار داشتم لاقل یکم انید بم بده یا از این فکرم بترسه
زهی خیال باطل...
🖤🥀🖤