2777
2789
عنوان

سرگذشت من

255 بازدید | 11 پست

مثل هر دختر دیگه با هزار امید به آینده ازدواج کردم

بعد از ازدواج فهمیدم سیگار تریاک حشیش 

ی بار هم پیام قرارهایی که با ی زن میگذاشت دیدم که حتی ویلا خالی هم رفتن 

زگیل تناسلی که داشت و بهم انتقال داده بود حتی بهم نگفت این بیماری داره انقدر خت بهم گذشت تا درمان شدم

چندساله که باهاش ارتباط جنسی ندارم چون نه علاقه ای بهش دارم نه اعتمادی ولی به خاطر دخترم و اینکه سربار بقیه نباشم تو این زندگی موندم

چندروز پیش دعوا شد و گفت فلان جام فلان جای مادرت(یا ننت)

حالم ازش بهم میخوره نمیدونم چیکار کنم خستمممم

پس چرا خدا کمکم نمیکنه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بنظر من طلاق بگیر و با یه مرد بهتر ازدواج کن بچه ممکنه وقتی زندگی بی عاطفه ی شمارو دیده هم اعصابش بهم ریخته لااقل برو تصورش از پدرش بیشتر از این خراب نشه

دیر آمده ای مرو شتآبآن     ای رفتن تو چو رفتن جآنٓ🌝💖مولآنآ
بنظر من طلاق بگیر و با یه مرد بهتر ازدواج کن بچه ممکنه وقتی زندگی بی عاطفه ی شمارو دیده هم اعصابش به ...

به دخترم محبت میکنه ولی وقتی گاهی قاطی میکنه و دادوبیداد دخترم ازش میترسه

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108