2821
2789
عنوان

سرگذشت من

255 بازدید | 11 پست

مثل هر دختر دیگه با هزار امید به آینده ازدواج کردم

بعد از ازدواج فهمیدم سیگار تریاک حشیش 

ی بار هم پیام قرارهایی که با ی زن میگذاشت دیدم که حتی ویلا خالی هم رفتن 

زگیل تناسلی که داشت و بهم انتقال داده بود حتی بهم نگفت این بیماری داره انقدر خت بهم گذشت تا درمان شدم

چندساله که باهاش ارتباط جنسی ندارم چون نه علاقه ای بهش دارم نه اعتمادی ولی به خاطر دخترم و اینکه سربار بقیه نباشم تو این زندگی موندم

چندروز پیش دعوا شد و گفت فلان جام فلان جای مادرت(یا ننت)

حالم ازش بهم میخوره نمیدونم چیکار کنم خستمممم

پس چرا خدا کمکم نمیکنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بنظر من طلاق بگیر و با یه مرد بهتر ازدواج کن بچه ممکنه وقتی زندگی بی عاطفه ی شمارو دیده هم اعصابش بهم ریخته لااقل برو تصورش از پدرش بیشتر از این خراب نشه

دیر آمده ای مرو شتآبآن     ای رفتن تو چو رفتن جآنٓ🌝💖مولآنآ
بنظر من طلاق بگیر و با یه مرد بهتر ازدواج کن بچه ممکنه وقتی زندگی بی عاطفه ی شمارو دیده هم اعصابش به ...

به دخترم محبت میکنه ولی وقتی گاهی قاطی میکنه و دادوبیداد دخترم ازش میترسه

2823
2791
2779
2792