پدرشوهرم اومده ی مغازه زده پسراش همگی باهم سرکارن تو ی شهر دیگ ک چن ساعت فاصلس الان همسرم نیس چن ماهه و داداشش اومده شهرمون پیش زنوبچش از دیروز جاریم اینا رفتن سفر چقد من دلم میخاد جاریم الان خودشو بچهاش در حال تفریحن اما دخترمن میگه مامان حوصلم سررفته وسیلم ندارم بریم بگردیم هعی زندگی