خواب دیدم دم غروبه و هوا گرگ و میش
تو یه جایی هستم به سرسبزیه جنگل نبود
دار و درخت داشت ولی زیاد نه
اطراف هم خونه های متروکه بود
میدیدم یه دختر ۷ یا ۸ساله دارم
فقط صداش میاد همش میگفت ماماااان
منم دنبال صداش میدویدم
هرچی میگشتم پیداش نمیکردم
اونم فقط صدام میزد
مثل سراب بود که میری میبینی آب نیست
من صداش رو از هر طرف میشنیدم میرفتم باز از سمت دیگه صدا میومد
حس خیلییی بدی داشتم ،میترسیدم
همش میگفتم تا قبل تاریکی پیداش کنم
که نشد
از وقتی بیدار شدم تو فکر اون بچه م
انگار واقعا دخترم بود 😭