سلام ما تو آستارا ویلا داریم خب اونجا همسایه داریم. یه زن شوهر مرده یه پسرداره با اون زندگی میکنن پسره هیزی نیست. ولی دیشب خواب دیدم. که روی یچیزی نمیدونم چی نشستیم مادرش و مامانمم هست فک کنم. مامانم و مامانش که از پیشمون میرن ببخشیدا میگم. دیدم کمر بندشو باز میکنه ببخشید میگم واقعا روم به دیوار. دیدم داره بهم تعرض میکنه م جالب اینجاست من بر میگردم بهم میگه بیا بغلم منم کمر بندشو میبندم از پیشش میرم تو خواب ناراضی هستم یه حس بدی میگیرم ولی داد و بیداد نمیکنم تو خواب. اصلا هم بهش فک نمیکنم نگید بهش فک میکنی اصلا اصلا زیادم ازش خوشم نمیاد اصلا از ذهنم خطور نمیکنه ؟یعنی اون به من حسی داره؟؟