دلخوشم من
دلخوشم به قصه هایی که همیشه تهشان شیرین است
دلخوشم به اینکه روزی
خبری یا که نشانی
حادثه یا جریانی
اتفاقی ؛ضربانی
تپشی !
یا عکسی
شوق و احساس خوشِ خاطره ای
باز میگرداند
عطر آغوش تو را
باز میگرداند
لحظات خوش را
دلخوشم به اینکه شاید
روزگار و قسمت
قصد شوخی دارند
قصد دارند کمی سربه سرم بگذارند
دلخوشم من
دلخوشِ قول و قرارت
حرفهایت
دلخوشم عشق بیاید که وساطت بکند
نکند عشق خودش عاشق و شیدا نشده !
نکند عشق نبوده به میانِ من و تو
کلمه ی عشق مگر اینهمه بی وجدان است ؟
که ببیند عطش جان مرا
ندهد دستِ خودم گوهر و مرجان مرا
نکند عشق دگر مرده در این ملک و سرا
دلخوشم به بودنت عشق بیا...