اکثرا اینجا منو میشناسن . از مشکل شوهرم با من بلاتکلیفی گذاشتننش
شنیدم چن روزه مادرش از ناحیه ای ضربه دیده و پاش از دو جا شکسته و پوکیدع
فرستادنس از استان خودمون به استان دیگه...
پاشو بخیع زدن فعلا منتظرن کبودیش بره تا عمل کنن ..
ناراحتم براش تصور ک میکنم پاش چجور شکسته و خون اومده حالم بهم میریزه
هر چند پسرش و دخترش خیلی اذیتم کردند و خودش هم کمی با مقصر جلوه دادن من دلمو شکست