با شوهرم شش ماهه که قهریم تو یه خونه ایم ولی قهریم با هم دعوامون شد و منو با کمر بند زد منم با پدرم رفتیم ازش شکایت کردیم . حالا اینقدر دادسرا شلوغه که هنوز رای براش صادر نشده .
راستی قبل از اینکه بفهمه ازش شکایت کردم جاشو جدا کرد
منم به روی خودم نمیارم حرفامون در حد کارای پسرم و مخارج خونه هست
ولی خسته شدم تابستون همه به گشت و گذارن ولی من نه .
هر بار من پیشقدم شدم ولی اینبار نمیخوام بحث اونشبمون هم سر این بود که فهمیدم پیام داده واسه یکی از دختر خاله هام البته پیام بدی نبود ولی بهش گفتم نباید میرفتی دایرکت یه دختر مجرد بهر حال بدجور برداشت میکنه
حالا اگه ذکری چیزی به ذهنتون میرسه یا کاری بم بگید