با یه اقایی تو اشنایی بودم واسه ازدواج خیلی پسر توبی بود ولی بخاطر این من وابستگی نشون دادم همش میگفتم دلم برات تنگ شده گفت من نمیتونم شرایطمون باهم اوکی نیست نمیخام توام وابسته شی دوروزه خیلی دلم میخاد بهش پیان بدن یا زنگ بزنم باز میگمکوچیک میشم وقتیم که داشت گوشیو قطع میکرد میگفت فعلا کاری نداری دوروزه ازش خبر ندارم 😔😔😔😔😔دیشب پیام داد تلگرام خوبی اوضاع روبه راهه بنظرتون حرف زدتو ادامه بدم ممنونم گفتم خداروشکر ممنون چی باید بگم ؟