من هیچ وقت محبتی از مامانم ندیدم بابام گهگاهی بود ولی هیچی جای مادر رو نمیگیره خیلی سخته اونم بچه توی سن 12 تا 18 سالگی خیلی محبتو و بودن مادرشو دوس داره
هر کی جای من بود با تحقیر های اینا یا خودکشی میکرد یا وارد دنیای کثافت ..
یا دنبال رابطه عاطفی برای جبران کردن کمبود محبتش بود
ولی من هرگز اینکارو نکردم با هیچکی دوس نشدم به هیچکی اعتماد نکردم خودم رو پای خودم وایستادم خودم شدم بهترین دوست خودم برای خودم و درسم تلاش کردم
طوری که برترین دختر شهرمون شدم و هنوز که هنوزه دارم میجنگم برای اینده ای بسازم که اصلا یاد اور گذشتم نباشه
بدون حمایت و کمک کسی خودم خودمو ساختم سختی کشیدم درد کشیدم مشکلاتمو حل کردم
ولی هیچ وقت تسلیم نشدم
خسته شدیم نا امید شدم ولی تسلیم نشدم من به خودم افتخار میکنم