نمیدونم وسط اینهمه مشکلات عاشق شدنم بهر چه بود
من که اصلا دنبال این نبودم و بلدم نبودم نظر پسریو جلب کنم
یهو یکی باید از ناکجا آباد بدون خواست اولیه ی من وارد زندگیم بشه حرفایی بزنه که خام بشم رویا ببافم بعدم به بدترین نحو بذاره بره آخ از اون شبی که رفت قلبم درد میکرد تا خود صبح گریه کردم تا یه هفته با تپش قلب از خواب میپریدم باز بهش پیام دادم ولی اون رفت که رفت برای همیشه ...