از کلمه کراش بدم میاد ،ولی چون نمیدونستم برا عنوان چی بنویسم ،دیگه ناچار شدم بنویسم کراش
خب بگذریم
دیشب شیفت داشتیم باهم ،من قیافه داغون بی ارایش(قبلا هم بی ارایشم رو دیده بود برا همین با این موضوع ک منو بی ارایش ببینه اوکی بودم) رفتم ایستگاه پرستاری سلام کردم ، نشستم، من بودم و اون و ی پرستار خانم دیگه ،من صندلیم رو ب روی پرستار خانم بود و اون با فاصله از ما نشسته بود
داشتیم حرف میزدیم همینطور یهو سرمو چرخوندم سمتش دیدم زل زده بود بم و یهو چشاشو از روم برداشت😄
بعد دوس داشتم سر صحبتو باز کنم ازش ی سوال کردم و موقعی ک داشت جوابمو میداد زل زده بودم ب چشاش یهو سرشو انداخت پایین ،نمیدونم چرا،اینم بگم مذهبیه
چقدر زشت شده بوددد لعنتی ریشش رو از ته زده بود ،با ته ریش خیلی جذاب تره ،خلاصه قیافه هردومون داغون بود دیشب
خیلی دوسش دارم🥲🥲با اینکه قیافه قشنگی نداره ولی خیلی ب دلم نشسته همون روز اولی ک دیدمش عاشقش شدم
کاشکی این حس متقابل باشه🥲دعا کنید